پایان نامه درباره 
سازمان ملل، سازمان ملل متحد، امنیت بین المللی، صلح و امنیت بین المللی No category

شود.
میثاق جامعه ملل میان جنگ و تجاوز رابطه روشنی برقرار نمی کرد وبیشترین توجه آن در رابطه با مسئله جنگ، رویه های حل و رفع مسالمت آمیز اختلافات و مقرر نمودن مجازاتهایی علیه دولتی بود که با نقض میثاق به جنگ مبادرت می ورزید. تنها اشاره میثاق به تجاوز در ماده ۱۰ آمده است که اعضا تعهد می نمایند تمامیت ارضی و استقلال خارجی محفوظ بدارند. این ماده همچنین مقرر می دارد که در صورت وقوع، تهدید یا خطر چنین تجاوزی شورای جامعه درباره راههای اجرای تعهد فوق صلاح اندیشی خواهد کرد. میثاق با اشاره به “چنین تجاوزی” درواقع تجاوز را به دو مورد یعنی تجاوز به تمامیت ارضی و تجاوز به استقلال سیاسی منحصر و محدود کرد و کوشید وضع موجود را حفظ کند و در عمل تعریفی از تجاوز به دست نداد.

گفتار اول : اقدام برای منع توسل به جنگ
قدرتهای بزرگ که از نقص میثاق، به دلیل قانونی شناختن جنگ آگاهی داشتند، در صدد رفع آن برآمدند. در این زمینه در چهارچوب جامعه ملل کوششهایی بعمل آمد که از ان جمله می توان به “طرح قرارداد کمک متقابل”(۱۹۲۳) و “پروتکل حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی””پروتکل ژنو، ۱۹۲۴” اشاره کرد. در نتیجه رویدادهای بین المللی و ضعف جامعه ملل، هیچیک از طرحهای ارایه شده به اجرا درنیامد اما به موازات کوششهای جامعه ملل در خارج از آن نیز تلاشهایی صورت گرفت.

بند اول : قرار داد لوکارنو۱۶
نخستین گام خارج از جامعه ملل، بستن قرارداد چند جانبه تضمین متقابل میان آلمان، بلژیک، فرانسه، بریتانیا و ایتالیا، و قراردادهای دو جانبه میان آلمان از یک سو و بلژیک،فرانسه،لهستان و چکسلواکی از سوی دیگر در لوکارنو بود، که از سپتامبر ۱۹۲۶ قدرت اجرایی یافتند.
طرفهای قرارداد تضمین متقابل متعهد شدند به منظور حفظ وضع موجود ارضی در اروپا علیه یکدیگر جنگی را آغاز نکنند مگر در مورد:
۱. اعمال حق دفاع مشروع، یعنی مقاومت در برابر نقض تعهد عدم توسل به جنگ یا نقض آشکار مفاد قرارداد صلح روسای مربوط به منطقه غیرنظامی، مشروط به اینکه چنین نقضی اقدام “تجاوزکارانه” خودسرانه بوده و به علت تجمع نیروهای مسلح در منطقه غیرنظامی، اقدام فوری ضروری باشد؛
۲. اقدام برای اجرای ماده ۱۶ میثاق جامعه ملل؛
۳. اقدام ناشی از تصمیم مجمع یا شورای جامعه یا در اجرای بند ۷ ماده ۱۵.
در این قرارداد توافق شد اختلافات مربوط به حقوق هریک از طرفها از راههای مسالمت آمیز حل شود. به این صورت که منازعات به رسیدگی قضایی ارجاع می گردید که طرفها ملزم به قبول آرای آن بودند و حل دیگر مسایل مورد اختلاف به یک کمیسیون سازش، و در صورت شکست کمیسیون مزبور به شورای جامعه ملل، احاله می شد. به هرحال، در جلسات لوکارنو هیچیک از طرفها برای تعریف تجاوز کوششی بعمل نیاورد و این مورد بحث انگیز همچنان پابرجا ماند. قراردادهای دوجانبه نیز به داوری مربوط بودند و برای حل و رفع اختلافات بین المللی راههای مسالمت آمیز را مقرر داشتند.
بند دوم : پیمان بریان-کلوگ۱۷
نام رسمی این پیمان “پیمان همگانی برای خودداری از جنگ” است. در ۲۷ اوت ۱۹۲۸ به درخواست دولت فرانسه ۹ کشور این پیمان را امضا کردند. پیشگامان آن فرانک کلوگ، وزیر خارجه‌ آمریکا و آریستید بریان، وزیر خارجه فرانسه بودندو در ???? کمابیش همه‌ دولت‌ها آن را پذیرفتند. این پیمان، جنگ را به عنوان وسیله‌ی حل کشمکش‌های بین‌المللی محکوم می‌کرد. دولتهای امضا کننده عبارت بودند از: آلمان، ایتالیا، ایالات متحد، بریتانیا، بلژیک، چکسلواکی، ژاپن، فرانسه، لهستان. ولی برای اجرای تعهد ناشی از پیمان و یا انجام مذاکره میان دولت‌های عضو در موارد شکستن پیمان، چیزی پیش‌بینی نشده بود.۱۸ امضاء کنندگان معاهده مزبور، جنگ را به عنوان وسیله تعقیب سیاست ملی در روابط با یکدیگر تحریم کرده و متعهد شدند که اختلافات خود را تنها با وسائل مسالمت آمیز حل و فصل نمایند.
مساله “تحریم جنگ” از دید حقوق بین‌الملل شایان توجه خاصی است، زیرا قبل از انعقاد میثاق پاریس، مبادرت به جنگ یکی از مظاهر استقلال و حاکمیت کشورها محسوب می‌شد و حتی جامعه ملل نیز جنگ را تحریم نکرده و فقط اقدام به آن را مبتنی بر شرایطی دانسته ‌است. اما متاسفانه این پیمان نتوانست مانع حمله ژاپن به منچوری و بندر پرل هاربر گردد.

مبحث دوم :جنگ جهانی دوم و ضرورت تعریف تجاوز
قرن بیستم میلادی با دو جنگ جهان گیر در کارنامه خود به پایان رسید در این جنگ برای اولین بار از سلاح های شیمیائی استفاده شد و نخستین بار مناطق غیر نظامی در سطح گسترده از آسمان بمباران شدند.۱۹ شاید تنها نتیجه مثبت این جنگ تشکیل جامعه ملل بود که متاسفانه قادر به حفظ صلح جهانی نشد. جنگ جهانی دوم که پر تلفات ترین جنگ در تاریخ بشریت می باشد ۲۰، منجر به تتشکیل سازمان ملل متحد شد. سازمانی که بر پایه حفظ صلح و امنیت جهانی و قانونمند کردن روابط میان دولت ها بنا شد برای سرکوبی و تنبیه دولتهای متجاوز در جنگ جهانی دوم دولتهای فاتح جنگ در سدد تنبیه آنان بر آمدند و همواره در این اندیشه بودند که پس از پایان جنگ ، با عاملان این جنایات چگونه باید رفتار کرد؟ در گام اول در کنفرانس مسکو، ۱۹۴۳ سه قدرت بزرگ متفق (شوروی، ایالات متحده و بریتانیا) اعلام کردند که افسران، افراد غیر نظامی و اعضای حزب نازی آلمان که مسئول جنایتها، قتل عامها و شرارتها می باشند، باید برای محاکمه و مجازات به کشورهای که مرتکب جرم شده اند عودت داده شوند تا به اعمال آنان رسیدگی شود.
در کنفرانس سانفرانسیسکو، ۱۹۴۵ توصیه شد که یک دادگاه نظامی بین المللی برای محاکمه جانیان اصلی جنگ که جنایات آنان به محل و مکان خاصی اختصاص نداشت است ، تشکیل شود. براین اساس، کنفرانسی از ژوئن تا اوت ۱۹۴۵ در لندن برای تدوین منشور دادگاه نظامی بین المللی تشکیل شد. در جریان مذاکرات، نظر نماینده ایالات متحده این بود که برای اینکه متهمان نتوانند به دفاع از خود استناد کنند باید تعریف توافق شده ای از تجاوز در منشور دادگاه گنجانده شود. و تعریف بکار رفته در مقاوله نامه لندن، ۱۹۳۳ را مناسب دانست. اما به علت مخالفت دیگر دولتها، بر پایه این استدلال که در کنفرانس سانفرانسیسکو تعریف تجاوز را بر عهده سازمان ملل گذاشته است، تدوین کنندگان منشور دادگاه نظامی بین المللی نیز از همین رویه پیروی کردند. پس از تلاش بسیار زیاد چهار دولت ایالات متحده، شوروی، بریتانیا و فرانسه در سال ۱۹۴۵، نتوانستند به وحدت کلی پیرامون تعریف تجاوز برسند. منشور مزبور در مورد مسئولیت فردی به سه دسته جنایات اشاره می کند که عبارتند از: جنایات علیه صلح، جنایات جنگی، و جنایات علیه بشریت. از جمله مواردی که به عنوان جنایات علیه صلح مشخص شده جنگ تجاوزکارانه است. این منشور که براساس آن دادگاه نظامی نورنبرگ تشکیل شد، مبنای نخستین کیفرخواست جنایی در مورد مسئولیت شخص رهبران کشورها قرار گرفت و بعدا طی قطعنامه مورخ ۱۱ دسامبر ۱۹۴۶ همراه با آرای دادگاه مزبور به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید.
برای محاکمه جانیان جنگی ژاپن نیز در ۱۹ ژانویه ۱۹۴۶ منشور دادگاه نظامی بین المللی خاور دور، عمدتا بر پایه منشور مصوب کنفرانس لندن، تدوین شد و براساس آن دادگاه جنایات جنگی توکیو تشکیل گردید. آنچه که در داگاه های نورنبرگ و توکیو گذشت تنها نشانه عدالت قدرت فاتحان جنگ نبود، بلکه نمایانگر کوشش بشر برای عملی کردن ضوابط قانونی در مورد سیاستمدارانی بود که از اختیاراتشان در راه حمله به مبانی صلح جهانی و انجام تجاوزات علیه حقوق دولتها سوء استفاده کرده بودند. در این مرحله حقوق بین الملل پس از گذشت مدتها با صراحت تمام اعلام کرد که، جنگ تجاوزکارانه را جنایتی بین المللی تلقی خواهد کرد.
گفتار اول : از ۱۹۴۵ به بعد
امروزه این مصرحه اصلی اساسی در حقوق بین الملل عرفی محسوب میشود و بدین لحاظ برای همه دولتهای عضو جامعه جهانی لازم الا جراست .اشاره به زور بجای جنگ مفید است و بدین ترتیب همه اوضاع و احوالی را که در آن خشونت به کار گرفته میشود ولی شرایط فنی حالت جنگ را ندارد شامل می گردد .
ماده ۲ بند ۴ در اعلامیه راجع به اصول حقوق بین الملل مورخ ۱۹۷۰ به صورت یک اصل حقوق بین الملل تشریح و توسیع گردید .بند ۴ ماده ۲ استثنائات مهمی در رابطه با اقدامات جمعی ملل متحد و با توجه به حق دفاع مشروع وجود دارد . مقررات ناظر بر توسل به زور در صحنه بین المللی تاثیری بر حق یک دولت برای اقدام جهت حفظ نظم در حوزه صلاحیت خود ندارد .بنا براین یک کشور می تواند با توسل به زور شورشها را سرکوب نماید.قیامها را در هم کوبد و شورشیان را مجازات نمایند بدون آنکه تعارضی با ماده ۲ بند ۴ ایجاد کرده باشد۲۱.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منبع پایان نامه درباره and، of، the، training

۳-۱- سازمان ملل متحد و حفظ صلح و امنیت
سازمان ملل متحد به عنوان تشکلی جهانی با ماهیتی سیاسی و برخوردار از ۱۹۳ دولت عضو با هدف اتحاد اعضای جامعه بین المللی وظیفه حل مسالمت آمیز اختلافات بین المللی را برعهده دارد. در مقدمه منشور ملل متحد کلیه اعضا به اتفاق هم نظر خود را به متحد ساختن قوای خود به منظور حفظ صلح و امنیت بین المللی اعلام و اتخاذ اصول و روشهای مربوط به عدم استفاده از سلاح جز در راه تضمین مصالح و منافع مشترک بین المللی را مورد تأئید قرار دادهاند. در بخش اول منشور با عنوان “مقاصد و اصول” به شرح ماده ۱ مقاصد ملل متحد به حفظ صلح و امنیت بین المللی و توسعه روابط دوستانه و حصول همکاری بین المللی در حل مسائل بین المللی دارای جنبه های اقتصادی و اجتماعی و بشر دوستانه و ایجاد و حفظ احترام به حقوق بشر و هماهنگی اقدامات مزبور آورده شده است. از میان مقاصد مزبور آنچه در اولویت نخست مورد توجه قرار گرفته است حفظ صلح و امنیت بینالمللی است که در بند ۱ بیان شده است. هدف اصلی سازمان ملل آنگونه که در منشور بیان گردیده است حفظ صلح و امنیت بین المللی است ۲۲.
همچنین در ماده ۱ تشکیل سازمان بر پایه برابری حاکمیت کلیه اعضاه بوده است. اعضا تعهدات خود را براساس حسن نیت به اجرا در خواهند آورد و اختلافات بین المللی را به طرق مسالمت آمیز به نحوی که صلح جهانی و عدالت بین المللی به خطر نیفتد تصفیه خواهند نمود. اعضا در روابط بین المللی خود از زور و استعمال آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری خودداری و در هر اقدامی که سازمان بر طبق منشور ملل متحد انجام دهد هرگونه مساعدت را به عمل آورده و از کمک به هر کشوری که سازمان ملل متحد آن را خلاف بر شمرده است خودداری خواهند نمود.
سازمان نسبت به برخی کشورها که به هر دلیل عضویتی در سازمان ملل نداشته باشند مراقبت خواهد نمود تا آنجا که برای حفظ صلح و امنیت بین المللی ضروری است بر طبق اصول مزبور عمل نمایند.

دسته‌ها: No category

دیدگاهتان را بنویسید