منابع پایان نامه ارشد درمورد
سازمان ملل، استان فارس پایان نامه ها

مانند اقلیم، خاک و فیزیوگرافی می‌باشند به همین جهت برای سالیان متمادی آنها در طبقه‌بندی رویشگاه مورد استفاده قرار گرفته‌اند تا شرایط رویشگاهی و تولید بالقوه جنگل را نشان دهند (میرزایی و همکاران، 1386). از طرفی گرد آمدن درختان و درختچه‌ها و سایر گیاهان و جانوران کوچک و بزرگ در رویشگاه معین به هیچ وجه تصادفی نیست (احمدی و شیخ السلامی، 1383). پوشش گیاهی، شرایط و شایستگی‌های زیادی را در روی زمین برای مطالعه کردن دارد زیرا اولاً توزیع و تعریف تیپ‌های مختلف پوشش و جوامع گیاهی بعنوان علم فیتوسوسیولوژی معرفی می‌شود که در آن، تیپ‌ها و جوامع در نقشه‌های پوشش گیاهی به ترسیم کشیده می‌شوند و ثانیاً مطالعه روابط گونه‌های گیاهی و محیط زیست آنها بعنوان زیستگاهی برای جانوران، پرندگان و حشرات، مهم‌ترین نقش را در سرنوشت موجودات کره زمین بازی می‌نماید. اثرات ناهمگن بودن محیط بر روی پوشش گیاهی به خوبی شناخته شده است و هر چند چنین واکنش‌هایی از پوشش گیاهی در الگوی پراکندگی آنها متجلی می‌شود ولی عمدتاً ترکیب گیاهی را تغییر داده و در مقیاس کلان ظاهر می‌گردند (مقدم، 1380). داشتن اطلاعات از پوشش گیاهی ممکن است ما را در حل مسائل اکولوژیکی مانند اهداف مدیریتی بر پوشش و حفاظت بیولوژیک، کمک کند. در واقع، با مطالعه پوشش گیاهی و عوامل مختلف محیطی همچون فیزیوگرافی، خاک و اقلیم، می‌توان به پایداری جوامع گیاهی و همبستگی این عوامل با پوشش گیاهی پی برد که این مسئله از جهت توسعه و احیای جوامع جنگلی بسیار مهم و کاربردی است (بصیری، 1382). توصیف پوشش گیاهی همواره بخش مهمی از مطالعات اکولوژی را به خود اختصاص داده و ارتباط بین شرایط رویشگاهی و پوشش گیاهی توسط محققین مختلفی بررسی شده است (ویتنی4، 1991.، هیکس و پیرسی5، 1997 و کاشین6 و همکاران، 2003). از نظر جغرافیایی، کشور ایران در منطقه‌ای از نیمکره شمالی واقع شده است که معمولاً فقیر از جنگل می‌باشد. با این وجود، به دلیل تنوع اقلیمی کشور، وسعت زیاد آن و رشته کوههای البرز و زاگرس جنگلهای متنوعی در آن گسترش یافته‌اند. ناحیه رویشی زاگرس به عنوان وسیع‌ترین ناحیه رویشی کشور محسوب می‌شود (آریان‌وند و پیروکیلی، 1374)، که با طول متوسط 1500 کیلومتر و عرض 75 کیلومتر بین دو مدار 29 تا 38 درجه عرض شمالی و 45 تا 52 درجه طول شرقی از ارتفاع 650 تا 2700 متر از سطح دریا گسترش دارد (یوسفی و همکاران، 1381) که از سردشت واقع در استان آذربایجان غربی تا فسا واقع در استان فارس گسترش داشته و شامل استانهای آذربایجان غربی، کردستان، لرستان، کرمانشاه، ایلام، خوزستان، اصفهان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و فارس می‌باشد. این جنگلها نقش بسیار مهمی در جلوگیری از فرسایش خاک، تلطیف آب و هوا و حفاظت محیط زیست منطقه و کشور ایفا می‌کنند. همچنین وجود گونه‌های متنوع گیاهی و جانوری این منطقه را متمایز از سایر مناطق ساخته و توجه اکثر محققین علوم زیستی را به خود معطوف ساخته است. امروزه این جنگل ها در معرض تخریب قرار گرفته‌اند (فتاحی، 1373). بنابراین این جنگلها نیاز مبرم به حمایت و حفاظت دارند که این هم نیازمند شناخت بهتر از روابط بین رستنی‌ها و شرایط رویشگاهی در اکوسیستم و تنوع زیستی آن می‌باشد که یکی از اهداف مهم مدیریت واحدهای زیست محیطی و دستیابی به اصل توسعه مستمر و پایدار می‌باشند. جنگلهای استان کهگیلویه و بویراحمد در ناحیه رویشی زاگرس جنوبی قرار گرفته‌اند و یک میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس را شامل می‌شوند. گونه غالب این جنگلها بلوط ایرانی می‌باشد و گونه‌های دیگری از جمله بنه، بادام وحشی، زالزالک، زبان گنجشک، گلابی وحشی، افرا و غیره همراه آن حضور دارند. منطقه مورد تحقیق بخشی از جنگل‌های استان کهگیلویه و بویر احمد در 15 کیلومتری جنوب شرق یاسوج در منطقه وزگ قرار دارد که به لحاظ توپوگرافی، جهات جغرافیایی، غنای گونه‌ای و شرایط خاص رویشگاهی دارای تنوع بسیار خوبی بوده و چشم انداز رویشی خاصی را در منطقه به وجود آورده است. با توجه به اینکه گزارشی مبنی بر مطالعه اکولوژیک پوشش گیاهی در این منطقه مشاهده نشده است به همین منظور به جهت انجام مطالعات پوشش گیاهی و تفکیک جوامع موجود و بررسی تنوع زیستی منطقه جهت مدیریت بهتر این تحقیق انجام می‌شود. علاوه بر این در این تحقیق زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای منطقه نیز مورد بررسی قرار می‌گیرد تا با دستیابی به این اطلاعات بتوان گام مهم و مؤثری در جهت حفظ و احیای گونه‌های درختی و درختچه‌ای منطقه برداشت و با بررسی اثر عوامل مختلف محیطی بر زادآوری طبیعی گونه‌ها بتوان راهکارهای کاربردی و مناسبی در امر جنگل‌کاری گونه‌های بومی ارائه داد. به طور کلی می‌توان گفت که تحقیق حاضر اهداف زیر را دنبال خواهد کرد:
1- تعیین گروههای اکولوژیک گیاهی منطقه مورد مطالعه
2- تعیین مهمترین فاکتورهای محیطی مؤثر در تفکیک گروه‌های اکولوژیک
3-دستیابی به اطلاعاتی در خصوص تنوع زیستی منطقه و رابطه آن با فاکتورهای محیطی
4-بررسی زادآوری طبیعی گونه‌های درختی و درختچه‌ای و رابطه آن با فاکتورهای محیطی
5-شناسایی فلور گیاهی منطقه

فرضیات تحقیق
1- مهمترین فاکتورهای محیطی مؤثر در تفکیک گروه‌های اکولوژیک، جهت دامنه و ارتفاع از سطح دریا می‌باشد
2-تنوع زیستی گیاهی در منطقه تحت تأثیر جهت جغرافیایی بوده و از این لحاظ جهت شمالی تنوع بیشتری را داراست.
3-ب
ا افزایش ارتفاع از سطح دریا تنوع زیستی کاهش می‌یابد.
4-زادآوری گونه‌های درختی تحت تأثیر فاکتورهای خاکی می‌باشد.
5-تروفیت‌ها، بارزترین شکل زیستی منطقه هستند.

1-2-کلیات
1-2-1- اکولوژی
منابع طبیعی تجدید‌ شونده از مهم‌ترین و در عین حال از گران‌بهاترین سرمایه‌های طبیعی محسوب می‌شوند و نقش بسیار ارزنده‌ای در تولید فراورده‌های مختلف اعم از غذایی، دارویی و صنعتی دارند (اکبرزاده و رزاقی، 1381) و به عنوان بستر حیات بشر و توسعه پایدار اقتصادی محسوب می‌شوند (خلیلیان و طاهری، 1380). یکی از شیوه‌های اصولی نیل به این پایداری نسبی بوم شناختی، توجه به حفظ و افزایش تنوع گونه‌ای در اجرای عملیات زیست شناختی است (حقانی و حجتی، 1385). طبق تعریف، به مطالعه ارتباط بین موجودات زنده و محیط‌شان، اکولوژی گویند. محیط نه تنها در برگیرنده محیط فـیزیکی اسـت بـلکه شرایـط بـیولوژیـکی که موجود در آن زنـدگی می‌کند را در بر می‌گیرد (اسمیت7، 1999). اکولوژی گیاهی یکی از شاخه‌های اکولوژی است که به مطالعه ارتباط گیاهان با عوامل محیطی می‌پردازد (کربز8، 2001). پوشش گیاهی به لحاظ اکولوژیکی دارای جنبه‌های مهمی است چرا که پوشش گیاهی به عنوان یکی از اجزاء حیاتی یک اکوسیستم، ما حصل تولید اولیه است که این نیز خود پایه هرم غذایی بوده و در آخر به عنوان زیستگاه عمل می‌کند که در آن انواعی از موجودات زیست می‌کنند (مصداقی، 1378). با مطالعه اکولوژیک منابع و محیط، می‌توان توازنی بین تولید و بهره‌برداری ایجاد نمود.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   منابع مقاله با موضوعآمایش سرزمین، مورفولوژی، ژئومورفولوژی

1-2-3-جامعه گیاهی9
گونه‌های گیاهی در طبیعت به تنهایی زندگی نمی‌کنند. آنها همواره به طور جمعی، منطقه‌ای را اشغال می‌کنند. جامعه گیاهی به مجموعه‌ای از گونه‌های گیاهی که در یک جای بخصوص با یکدیگر زندگی می‌کنند و یک قرابت با همدیگر داشته و یا یک اجتماع واضحی را نشان می‌دهند، گفته می‌شود (مصداقی، 1384). یک جامعه گیاهی مانند سایر جامعه‌ها از افراد متعددی تشکیل یافته است که در بعضی صفات با یکدیگر شباهت دارند و همین اشتراک منافع و وجود صفات مشترک سبب شده است که در شرایط واحد برویند. یکی دیگر از شاخه‌های علم اکولوژی، جامعه‌ شناسی گیاهی است که به فیتوسوسیولوژی معروف است که در آن اجتماعات گیاهی از نظر ترکیب گونه‌ای مورد بررسی قرار گرفته می‌شود (براون-بلانکه10، 1932). جوامع گیاهی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های اکولوژی گیاهی است (لوئیزیا11 و همکاران، 2001.، جیانگ12 و همکاران، 2000). در واقع با شناخت جوامع گیاهی که در برگیرنده تشخیص زیستگاهها است می‌توان چگونگی تحول یابی پوشش گیاهی را در یک محیط معین پیش بینی نمود. کلمنتس13 که نظریه ارگانیسمی را توسعه داد، معتقد است که هر جامعه گیاهی مانند یک واحد زیستی (موجود زنده) است که هر قسمت آن با سایر قسمت‌های دیگر ارتباط دارد و همچنین بیان کرد که پوشش گیاهی در نواحی مختلف به صورت منظم تکرار می‌شود. ‌در حالی که گلیسون14 عقیده دارد گرچه جوامع گیاهی در یک نقطه از مکان به صورت گروهی از گونه‌ها دیده می‌شوند اما این ترکیب منحصراً مربوط به همان نقطه‌ای است که وجود دارند. امروزه عقیده بر این است که توزیع پوشش گیاهی به صورت موزاییکی است (ویتاکر و لوین15، 1977.، ویتاکر، 1953). برای شناخت و تفکیک جوامع گیاهی مکاتب مختلفی به وجود آمده‌اند. از میان مکاتب موجود، مکتب زوریخ- مونپلیه که توسط براون-بلانکه در سال 1928 پیشنهاد شده از اهمیت خاصی برخوردار است (کنت و کوکر16، 1994). هدف کلی روش برون-بلانکه ساختن طبقه‌بندی جوامع گیاهی می‌باشد. مطالعه فیتوسیولوژی به روش برون- بلانکه توسط محققینی چون شمی‌ول17، بیکینگ18، پاولوسکی19، پوره20، مولر-دامبویس21 و واندرمال22 تشریح شده و روشهای اجرایی آن مورد بررسی قرار گرفته است.

1-2-4- گروه گونه اکولوژیک 23
به مجموعه‌ای از گونه‌های گیاهی که زندگی مشترکی دارند، گروه گونه اکولوژیک گویند. این گونه‌ها در شرایط محیطی مشابه با همدیگر رشد می‌کنند (کاشین و همکاران، 2003) و شرایط خاص محیطی از قبیل نور، رطوبت، حرارت و ویژگی‌های خاک در ایجاد ترکیبات گیاهی مشخص که گروه گونه‌های اکولوژیک نامیده می‌شوند، نقش بسزایی دارند (دیبنسکی و هولت24، 2000.، وایت25، 2002). به عبارت دیگر، گروه گونه‌های اکولوژیک ارتباط بین جوامع گیاهی و محیط رویشگاهی را نشان می‌دهند. گروه گونه‌های اکولوژیک بر اساس فراوانی چندین گونه از یک گروه ایجاد می‌شود (برگرون و بئوچارد26، 1984 و اسپیز27 و بارنز، 1985). نواحی که از گروه گونه‌های اکولوژیک مشابه تشکیل شده باشند تشکیل گروههای اکولوژیک را می‌دهند. گروههای اکولوژیک واحدهای رویشی همگن جنگل بوده که از ترکیب فلوریستیک و محیطی یکسانی برخوردار هستند. (زاهدی و نویل، 1378). گروه گونه اکولوژیک اغلب در طبقه‌بندی پوشش گیاهی بکار می‌روند (براون28 و همکاران، 1996.، کونولوا و چی‌تری29، 2004). هدف اصلی طبقه‌بندی پوشش گیاهی، نشان دادن ماهیت یک واحد گیاهی و ترکیب گونه‌های سازنده آن می‌باشد (مقدم، 1380)
طبقه‌بندی و گروه‌بندی اکولوژیک اراضی و رویشگاه‌های جنگلی از دهه 1980 تا به امروز از مباحث اصلی مدیریت جنگل بوده است (بارنز و همکاران، 1982). گروه گونه‌های اکولوژیک از طریق معیارهایی نظیر حضور و غیاب یا پوشش نسبی، در هر گروه به شناسایی اکوسیستم‌ها و طبقه‌بندی آنها کمک می‌کند. گروه‌ها با توجه به خصوصیات فیزیوگرافی و خاک تشکیل می‌شوند و از این طریق می‌توان ارزیابی سریعی از ک
یفیت رویشگاه‌ها و تهیه‌ی نقشه اراضی جنگلی داشته باشند و به تعیین عملیات جنگل شناسی کمک کنند (آرچمبولت30 و همکاران، 1990). روشهای متعدد برای طبقه‌بندی پوشش گیاهی ابداع و توسعه یافته است که روش تجزیه و تحلیل خوشه‌ای31 و تجزیه و تحلیل دو طرفه گونه‌های معرف32 به طور گسترده‌ای در مطالعات اکولوژی پوشش گیاهی برای تشخیص گروههای اکولوژیک در جنگلها به کار گرفته می‌شود (سهرابی و همکاران، 1386، بصیری و کرمی، 1385).

1-2-5- تنوع زیستی33
بر اساس نتایج کنفرانس محیط زیست و توسعه سازمان ملل متحد34 (UNCED) هر گونه تغییرپذیری بین موجودات زنده در تمام منابع شامل: زمینی، دریایی، سایر اکوسیستم‌های آبی و فرایندهای اکولوژیکی آن را تنوع زیستی می‌نامند (پوربابایی و آهنی، 1383) که به بررسی تنوع بین گونه‌ها، تنوع در میان گونه‌ها و تنوع اکوسیستم‌ها می‌پردازد (بورلی35، 2002). ارزیابی تنوع زیستی، درک انسان را از تغییرات پوشش گیاهی و محیط زیست بهبود می‌بخشد. جدا از اهمیت اقتصادی، جنگلها تضمین کننده بقا و پایدار


دیدگاهتان را بنویسید